روش برخورد با مشکلات از نظر نهج ‏البلاغه تاریخ انتشار : 12 مهر 1399
زمان مطالعه: 11 دقیقه و 55 ثانیه

روش برخورد با مشکلات از نظر نهج ‏البلاغه

دنیایی که ما در آن زندگی می‏کنیم همراه با رنج‏ها و زحمت‏ها است و به قول فلاسفه چون مادی است، این رنج‏ها و مصیبت‏ها جزو این زندگی هستند. به هر حال ماهیت این مصیبت‌‏ها هر چه باشد، ما باید در قبال آنها چه عکس‌‏العملی نشان بدهیم؟ خودمان را در برابر آنها ببازیم یا با آنها مبارزه کنیم و بر آنها فائق آییم؟ اگر می‏‌خواهیم با آنها برخوردی داشته باشیم که بر زندگی ما اثرات منفی نگذارد یا حداقل اثرات منفی را از خودمان دور کنیم، چه کار باید بکنیم؟ مقاله حاضر درصدد پاسخگویی این سوال‏‌ها از دیدگاه «نهج ‏البلاغه» است.

وقتی ما زندگی انسانی را به ذهن می‌‏آوریم، رنج‏ها و مشکلات حصه بزرگی از زندگی او را در برمی‏گیرند. همانطور که یک کوهنورد ماهر برای رسیدن به قله کوه مراحل سختی را می‏‌گذراند یا یک شناگر موج‏های متعددی را پشت سر می‏گذراند و به هدف خویش دست پیدا می‏کند، انسان‏ها هم در مواجهه با مشکلات و مصائب هستند. بعضی با فائق آمدن بر مشکلات پیروز می‏شوند و بعضی در مقابل آنها سر تسلیم فرود می‏‌آورند.

آنها که در برابر مشکلات همچون کوه می‏‌ایستند ویژگی‏‌هایشان چیست؟ چه ترفندهایی را بکار می‏‌گیرند؟
ما در این مقال با یاری گرفتن از کلام امیرمومنان علی روش برخورد با مشکلات را مرور می‏کنیم:

1. شناخت مشکلات

در اولین مرحله ما باید مشکل را بشناسیم تا بتوانیم با آن مبارزه کنیم. وقتی دو ورزشکار می‏‌خواهند با یکدیگر مبارزه کنند، درباره ویژگی‌‏های یکدیگر اطلاعاتی به دست می‏‌آورند و از طریق این اطلاعات خود را برای مقابله با حریف آماده می‏‌سازند. شناخت مشکلات، نخستین مرحله برخورد است.

انواع مشکلات و مصیبت‏ها

الف. مصیبت‌‏هایی که لازمه طبیعت و فطرت انسانی است، مانند مرگ.
ب. مشکلاتی که خدا برای توانا ساختن انسان قرار داده است. بعضی از این مشکلات انسان را از نظر جسمانی محکم می‏‌سازد و بعضی‏‌ها از نظر معنوی.

 مشکلاتی که انسان را از نظر جسمانی محکم می‏‌سازد.


یک استاد بیولوژی (BIOLOGY) شاگردان خودش را درس می‏داد که پروانه چگونه از قالب بیرون آمده و به شکل پروانه در می‌‏آید. او به شاگردان خودش گفت که وقتی پروانه تلاش می‏کند که از قالب بیرون بیاید هیچ کس در بیرون آمدن، به او کمکی نکند. این را گفت و از کلاس بیرون رفت.
شاگردان منتظر بودند. پروانه برای بیرون آمدن تلاش می‏کرد. دانشجویی از راه ترحم کمک کرد و قالب را شکست. پروانه بیرون آمد اما چند دقیقه بعد مرد. وقتی استاد برگشت، علت مرگ را جویا شد. او گفت پروانه برای بیرون آمدن سعی می‏کند و رنج و زحمت می‏کشد، این رنج و زحمت همانند ورزشی است که بال و پر او را تقویت می‏کند و او را برای زندگی در این دنیا آماده می‏‌گرداند. این دانشجو نگذاشت که او با تلاش خودش را تقویت کند، ضعیف ماند و نتوانست زنده بماند.

حضرت علی  در نامه معروف خودش به عثمان بن‏حنیف می‌‏فرماید:
«الا ان الشجره البریه اصلب عودا و الروائع الخضره ارق جلودا و النباتات البدویه اقوی و قودا و ابطا خمودا(1)؛ آگاه باشید درختان بیابانی، چوب‏شان سخت‏‌تر و درختان کناره جویبار پوست‏شان نازک‏تر است. درختان بیابانی که با باران سیراب می‏‌شوند آتش چوبشان شعله‌‏ورتر و پر دوام‌‏تر است. مراد امام این است که چون درخت‏‌های بیابان در شداید و سختی‏‌ها رشد و نمو می‏‌کنند، از درختان دیگر سخت‏‌تر هستند.

مشکلاتی که انسان را از نظر معنوی مستحکم می‏کند.


حضرت علی  می‏‌فرماید:
«و لکن اللّه‏ یختبر عباده بانواع الشدائد و یبتلیهم بضروب المکاره اخراجا للتکبر من قلوبهم و اسکانا للتذلل فی نفوسهم و لیجعل ذلک ابوابا فتحا الی فضله و اسبابا ذللا لعفوه(2)؛ خداوند همواره بندگان خود را به انواع شداید مواجه می‏کند و اقسام کوشش‌‏ها و مجاهدت‌‏ها را پیش پای آنها می‏گذارد، تکالیفی گوناگون برخلاف طبع آسایش‌‏طلب آنها بر آنها مقرر می‏دارد تا غرور و تکبر از دلشان بیرون رود، نفوس‏شان به عبودیت خدا رام گردد و این وسیله‌‏ای است برای اینکه درهای فضل و رحمت پروردگار به روی آنها گشوده شود.
این اصل هم برای افراد است و هم برای ملت‏ها. لذا ایشان در جای دیگر می‌‏فرماید:
«و لم یجبر عظم احد من‏الامم الا بعد ازل و بلاء؛(3) خدا هرگز استخوان شکسته ملتی را بازسازی نفرمود مگر پس از آزمایش‏ها و تحمل مشکلات.»

 خداوند برای امتحان و رشد دادن انواع مشکل‌‏ها را سر راه انسان قرار می‏‌دهد تا با آنها دست و پنجه نرم کند و رشد نماید.


حضرت علی  می‌‏فرماید:
«و قدّر الارزاق فکثرها و قللها و قسمها علی الضیق و السعه فعدل فیها لیبتلی من اراد بمیسورها و معسورها و لیختبر بذلک الشکر و الصبر من غنیها و فقیرها ثم قرن بسعتها عقابیل فاقتها و بسلامتها طوارق آفاتها و بفرج افراحها غصص اتراحها و خلق الآجال فاطالها و قصّرها و قدّمها و اخّرها؛(4) روزی انسان‏ها را اندازه‏گیری و مقدر فرمود. گاهی کم و زمانی زیاد و به تنگی و وسعت به گونه‌‏ای عادلانه تقسیم کرد تا هر کس را که بخواهد با تنگی روزی یا وسعت آن بیازماید، و با شکر و صبر، غنی و فقیر را مورد آزمایش قرار دهد. پس روزی گسترده را با فقر و بیچارگی درآمیخت و تندرستی را با حوادث دردناک پیوند داد، دوران شادی و سرور را با غصه و اندوه نزدیک ساخت، اجل و سرآمد زندگی را مشخص کرد، آن را گاهی طولانی و زمانی کوتاه قرار داد و مقدّم یا موخر داشت.»

ممکن است اینجا سوال پیش بیاید که خدا چرا بندگان خودش را امتحان می‏کند؟ مگر نه این است که او آگاه بر همه پوشیدگی‏‌ها است؟ متفکر شهید استاد مطهری می‏فرماید:
«امتحان اگر فقط به معنی به کار بردن میزان و مقیاس برای کشف مجهولی باشد، البته درباره خداوند صحیح نیست.
امتحان معنی دیگر هم دارد و آن از قوّه به فعل آوردن و تکمیل است. خداوند که به وسیله بلایا و شداید امتحان می‏کند، به معنی این است که به وسیله اینها هر کسی را به کمالی که لایق آن است می‌‏رساند.

فلسفه
شداید و بلایا فقط سنجش وزن و درجه و کمیت نیست. همچنین زیاد کردن وزن و بالا بردن درجه و افزایش دادن به کمیت است. خداوند امتحان نمی‏کند که وزن واقعی و حد و درجه معنوی و اندازه شخصیت کسی معلوم شود، امتحان می‏کند یعنی در معرض بلایا و شداید قرار می‏دهد که بر وزن واقعی و درجه معنوی و حد شخصیت آن بنده افزوده شود. امتحان نمی‏‌کند که بهشتی واقعی و جهنمی واقعی معلوم شود. امتحان می‏‌کند و مشکلات و شداید به وجود می‌‏آورد تا آنکه می‏‌خواهد به بهشت برود در خلال همین شداید خود را شایسته و لایق بهشت کند و آن که لایق نیست سر جای خود بماند.»(5)

د. مشکلاتی که سبب آنها گناه انسان‌‏ها است. این یک حقیقتی است که دین بیان می‏‌کند که در این جهان همه مشکلات حساب مادی ندارند بلکه برخی از مشکلات به امور معنوی هم پیوند دارند.


امام  چنین می‌‏فرماید:
«ان‏اللّه‏ یبتلی عباده عند الاعمال السیئه بنقص الثمرات و حبس البرکات و اغلاق خزائن الخیرات لیتوب تائب و یقلع مقلع و یتذکر متذکر و یزدجر مزدجر ...(6)؛ خداوند بندگان خود را که گناهکارند با کمبود میوه‏ها و جلوگیری از نزول برکات و بستن در گنج‌‏های خیرات، گرفتار می‏کند. برای آنکه توبه‏‌کننده باز گردد. گناهکار دل از معصیت بکند. و پند گیرنده پند گیرد و بازدارنده راه نافرمانی را بر بندگان ببندد.»

مشکلات برای انسان‏ها مفید هستند هم از نظر مادی و هم از نظر معنوی. فایده معنوی این است که انسان به سوی خدا متوجه می‏شود و گناهانش کم می‏گردد و برای توبه و استغفار زمینه می‏‌یابد. امام در اینباره می‏فرماید:
«کلما کانت البلوی و الاختبار اعظم کانت المثوبه و الجزاء اجزل ...؛(7) هر مقدار آزمایش و مشکلات بزرگتر باشد ثواب و پاداش نیز بزرگتر خواهد بود.»
البته مشکلات و مصیبت‏‌ها زمینه‌‏ساز رشد و پاک شدن و تعالی یافتن هستند و کسانی که با مشکلات در می‏‌افتند و جهاد و مبارزه می‏‌کنند و از آنها عبرت می‏‌گیرند، سود می‌‏برند ولی کسانی که عبرت نمی‏‌گیرند و مبارزه نمی‏‌کنند، رشد نمی‌‏یابند و پاک نمی‏‌شوند.
نکته دیگر اینکه کافی نیست ما مشکلات را بشناسیم بلکه باید حد و اندازه آنها را بسنجیم. بعضی‌‏ها مشکلات کوچک را خیلی بزرگ می‏‌شمارند و در مقابل آن خود را می‏‌بازند و توان تصمیم‌‏گیری را از دست می‌‏دهند و به مشکلات بزرگتر گرفتار می‏‌گردند. امیرالمومنین شاید با توجه به همین نکته می‏‌فرمایند: «من عظّم صغارالمصائب ابتلاه‏اللّه‏ بکبارها؛(8) کسی که مصیبت‌‏های کوچک را بزرگ شمارد خدا او را به مصیبت‏‌های بزرگ مبتلا خواهد کرد.»

2. توبه و استغفار

مشکلاتی که به خاطر گناهان هستند راه درمان آنها توبه است.
جایی که امام علی می‏فرماید:
«و قد جعل‏اللّه‏ سبحانه الاستغفار سببا لدرور الرزق و رحمه الخلق ...؛(9) همانا خدا استغفار و آمرزش خواستن را وسیله دائمی فرو ریختن روزی و موجب رحمت آفریدگان قرار داد.» و قرآن فرمود:
«از پروردگار خود آمرزش بخواهید که آمرزنده است برکات خود را از آسمان بر شما فرو می‏‌بارد و با بخشش اموال فراوان و فرزندان شما را یاری می‌‏دهد و باغستان‏‌ها و نهرهای پر آب در اختیار شما می‏‌گذارد.»(10)

3. شناخت خود

انسان، علاوه بر شناخت مشکل، باید خودش را هم بشناسد. استعدادهایی که خدا به او داده شناسایی کند. کسانی که خودشان را نمی‏‌شناسند مشکلات را خیلی بزرگ تصور می‏کنند و خودشان را هیچ کاره.
امیرمومنان می‏‌فرماید:
«هلک امرو من لم یعرف قدره؛(11) نابود شد کسی که ارزش خود را ندانست.»
وقتی انسان خودش را بشناسد، اعتماد به نفس و استحکام اراده پدید می‏آید.

ممکن است اینجا دو سوال پیش بیاید:

الف. آیا اعتماد به نفس همان کبر نیست که در آیات و روایات شدیدا مورد نهی واقع شده؟

اعتماد به نفس باور به توانایی‏‌های واقعی خود است و تکبر خود را بزرگتر پنداشتن است. اعتماد به نفس بر واقعیت استوار است ولی تکبر بر توهم. و بین این دو فاصله از زمین تا آسمان است.

ب. آیا اعتماد به نفس منافی با توکل نیست؟

متفکر شهید استاد مطهری می‏فرماید: «توکل در مقابله جهد و سعی نیست که آیا جهد و سعی کنیم یا توکل؟ توکل یعنی انسان همیشه به آنچه مقتضای حق است عمل کند و در این راه به خدا اعتماد کند که خداوند حامی و پشتیبان کسانی است که حامی و پشتیبان حق می‏باشند.»
توکل تضمین الهی است برای کسی که همیشه حامی و پشتیبان حق است.

او با ذکر یک مثال مطلب خودش را توضیح می‏دهد.
«شما می‏روید به مغازه‏ای و متاعی خریداری می‏‌کنید و صاحب آن مغازه مرغوبیت آن متاع را تضمین می‏‌کند و به شما اطمینان می‏‌دهد و شما هم به گفته او اعتماد می‏‌کنید یعنی مطمئن می‌‏شوید که متاع مورد نظر همان اندازه مرغوب است که او گفته است. راه حق چیزی است که انبیا از طرف خدا آن را شناسانده و از طرف خدا آن را تضمین کرده‏اند که هر که این راه را برود به نتیجه می‌‏رسد. خداوند این عالم را طوری ساخته است که همواره از کسانی که حق و حقیقت را حمایت کنند، حمایت می‏کند. حق همواره یک تایید معنوی با خود دارد.
معنی توکل این نیست که کاری نکنید و قوای وجودی خود را تعطیل کنید و یکجا بنشینید و به خدا اعتماد کنید که او به جای شما وظیفه را انجام می‌‏دهد. کار نکردن و راه نرفتن که تضمین نمی‏خواهد، سکون و توقف تایید نمی‏‌خواهد.»(12)

از تعریف توکل معلوم می‏‌شود که توکل نه فقط برای مقابله با مشکلات مانع نیست بلکه کسی که توکل می‏‌کند یقین دارد که اگر او راه حق را بپیماید و
سعی و کوشش کند خدا هم او را کمک خواهد کرد.
غیر از این، توکل انسان را از اوهام نجات می‏دهد. خیلی‌‏ها هستند که به خاطر آینده‏‌شان بی‏‌حساب نگران هستند. آنها فکر می‏‌کنند نکند فردا مشکلی پیش بیاید. اگر چه اکثر این اوهام به حقیقت تبدیل نمی‌‏شود ولی آنها بخاطر همین اوهام، وقتی که دارند هدر می‏‌دهند.
کسی که بر خدا توکل می‏کند، از خطرات نامعلوم هراسان نمی‏شود.

امیرمومنان  می‏‌فرماید:
«یابن آدم لاتحمل هم یومک الذی لم یاتک علی یومک الذی قد اتاک؛(13) ای فرزند آدم! اندوه روز نیامده را بر امروزت میفزا.»
معنای این حدیث این نیست که انسان برای آینده خودش اقدامی نکند، بلکه به بیان دیل کارنگی بهترین وسیله برای تهیه مقدمات آینده، همان تمرکز هوش و توجه به کار امروز است که آن را به نحو شایسته انجام دهد چه اینکه این خود یگانه راهی است که آینده ما را تامین می‏‌سازد. تفاوت بسیار است بین نقشه آینده کشیدن و در تشویش و نگرانی برای آینده بودن.(14)

شاعری می‏گوید:
ما فات مضی و ما سیاتیک فاین؟
قم فاغتنم الفرصه بین‏العدمین؛
زمانی که گذشته، دیگر گذشته و زمانی که در آینده است الان کجا هست؟ پس برخیز و بین این دو عدم (گذشته و آینده) فرصت (امروز) را غنیمت شمار.

4. صبر و استقامت

انسان بعد از شناسایی مشکل و شناسایی راه حل، باید با استقامت آن راهکار را اجرا کند وقتی ما زندگی انسان‏های بزرگ را می‏خوانیم می‏‌بینیم که آنها در نتیجه همین صبر و استقامت بر قله عظمت رسیدند.

حضرت علی  می‏‌فرماید:
«لایعدم الصبور الظفر و ان طال به الزمان(15)؛ انسان شکیبا پیروزی را از دست نمی‏دهد اگر چه زمان آن طولانی باشد.»
قرآن می‏گوید: «والصبر علی ما اصابک؛ مصیبت‏‌هایی که بر شما می‌‏آیند، مقابل آنها صبر و مقاومت کنید و در برابر مشکلات تسلیم نشوید.»
«و کاین من نبی قاتل معه ربیون کثیر فما وهنو لما اصابهم فی سبیل‏اللّه‏ و ما ضعفول و ما استکانوا واللّه‏ یحب‏الصابرین؛(16) و بسی پیامبران که خداپرستان بسیاری در کنارشان نبرد کردند و از هر رنجی که در راه خدا دیدند، سست و زبون و درمانده نشدند و خدا صابران را دوست می‏دارد.»
صبر یعنی تحمل سنگینی مصیبت و از بین بردن آن، نه شکستن و تسلیم شدن و از پا درآمدن.

5. اراده

برای مقابله با مشکلات لازم است که اراده محکم باشد. کسانی که عزم و اراده‏شان سست است، از سختی‌‏ها فرار می‏کنند ولی کسانی که عزم‏شان محکم است، مشکلات از آنها فرار می‏کند.

امام علی درباره رسول اکرم  می‌‏فرماید:
«غیر ناکل عن قدم و لا واه فی عزم؛(17)
حتی یک قدم به عقب برنگشت و اراده او سست نشد.»
دانشمندی می‏گوید: «کسی که اراده‏اش قوی باشد، کل جهان را طبق خواست خودش درمی‏آورد.»
کسی که اراده‏اش قوی باشد، شداید و گرفتاری‏ها را به فرصت‏ها تبدیل می‏کند و آنها را پله‏ای برای پیشرفت قرار می‌‏دهد.

6. توجه به مشکلات دیگران

برخی از گرفتاری‏ها را ما نمی‏توانیم از بین ببریم و منظور از مقابله با آنها فقط همین است که از اثرات سوء آنها در امان بمانیم. در اینگونه مشکلات اگر انسان توجه کند که تنها نیست بلکه همه یا بسیاری از مردم با چنین مشکلی مواجه‏‌اند آسوده‏ خاطر می‏شود و از اثرات منفی مشکل در امان می‏ماند.
امام علی مردمی را در مرگ یکی از خویشاوندان‏شان چنین تسلیت گفت: «ان هذا الامر لیس لکم بدا و لا الیکم انتهی؛(18) مردن از شما آغاز نشده و به شما نیز پایان نخواهد یافت.»

7. توجه به نتایج مثبت مشکلات

اگر انسان به نتایج مثبت مشکلات توجه داشته باشد می‏تواند از اثرات منفی ذهنی آنها نجات یابد ولی وقتی مشکلات را فقط مصیبت می‏بیند و به نتایج مبارزه با آنها توجهی نمی‏کند، به غم و غصه گرفتار می‏گردد و این غصه و اندوه توان او را از بین برده و به پیری زودرس مبتلا می‏سازد.
امام علی می‏فرماید: «الهم نصف الهرم؛(19) اندوه خوردن نیمی از پیری است.»
اینها برخی از راهکارهای مبارزه با شداید و گرفتاری‏هاست که می‏توانند ما را نجات بدهند و از نتایج منفی و زیانبار آنها محافظت کنند.



پی‌‏نوشت‌:1. دشتی محمد، ترجمه نهج‏البلاغه، نامه 45، چاپ موسسه انتشارات مشهور.
2. همان، خ192.
3. همان، خ88.
4. همان، خ91.
5. مطهری مرتضی، بیست گفتار، ص148، انتشارات صدرا، چاپ 1384.
6. دشتی محمد، ترجمه نهج‏البلاغه، خ143.
7. همان، خ188.
8. دشتی، محمد، ترجمه نهج‏البلاعه، حکمت 448.
9. همان، خ143.
10. نوح، آیه10  12.
11. دشتی محمد، ترجمه نهج‏البلاغه، حکمت 149.
12. مرتضی مطهری، بیست گفتار، ص116، انتشارات صدرا.
13. دشتی محمد، ترجمه نهج البلاغه، حکمت 267.
14. همان، حکمت 21.
15. همان، حکمت 153.
16. آل عمران، آیه 146.
17. دشتی محمد، ترجمه نهج البلاغه، خ72.
18. همان، حکمت 357.
19. همان، حکمت143.

فهرست